ریزنوشت های گاه و بی گاه دانشجوی بیدار

رزمنده
مشخصات بلاگ

وَ قُل رَّبّ‏ِ أَدْخِلْنىِ مُدْخَلَ صِدْقٍ وَ أَخْرِجْنىِ مخُْرَجَ صِدْقٍ وَ اجْعَل لىّ‏ِ مِن لَّدُنکَ سُلْطَنًا نَّصِیرًا
شاید جنگ خاتمه یافته باشد اما مبارزه هرگز پایان نخواهد یافت/

طبقه بندی موضوعی

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «رهبر معظم انقلاب» ثبت شده است

«اعوذ بالله من الشیطان العظیم»

آیا تکرار تلخ تاریخ در حال وقوع است ؟

شش ماهه نخست سال 94 آبستن اتفاقات بسیار مهمی بوده است که می توان با بررسی اجمالی این اتفاقات و بررسی روند تاریخی آن و همچنین بهره گیری از کلام رهبری معظم انقلاب نقشه تاریخی و هدفمند دشمن در مقابل جریان حق را بخوبی دریافت .

رهبری معظم انقلاب در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اقلیتی فعال در جامعه فرمودند:" مشکل کنونی کشور متأسّفانه به‌خاطر وجود آدمهای بعضاً بی‌خیال و بعضاً سهل‌اندیش [است‌] که البتّه معدودند، اقلّیّتند؛ در مقابل انبوه عظیم جمعیّت انقلابی و آگاه و بصیر کشور چیزی نیستند امّا فعّالند: مینویسند، میگویند، تکرار میکنند؛ تکرار میکنند! دشمن هم به اینها کمک میکند. امروز یک فصل مهمّی از فعّالیّت دشمنان جمهوری اسلامی -که البتّه ما از آنها اطّلاع داریم و حواس ما هست که چه‌کار دارند میکنند- همین است که محاسبات مسئولین را تغییر بدهند و افکار مردم را دست‌کاری بکنند و اینها را در ذهن جوانهای ما [جا بیندازند]؛ چه افکار انقلابی، چه افکار دینی، چه ایده‌هایی که مربوط به مصالح کشور است. [1]"

 همچنین ایشان در دیدار مدیران سازمان صدا و سیما به جنگ نرم حساب شده دشمن علیه جمهوری اسلامی اشاره کرده و فرمودند : " علیه ما یک جنگ نرم بسیار حساب‌ شده ‌‌ای در جریان است. هدف این جنگ استحاله‌ی جمهوری اسلامی است. هیچ اصراری نیست اسم جمهوری اسلامی عوض بشود، صورت را حرفی ندارند حفظ کنند، سیرت و باطن را از بین میبرند ... آماج حملات جنگ نرم دو مرکز هستند یکی مسئولین و دیگری مردم "[2]

نگارنده در نظر دارد به جهت شناخت جریان مخاطب این کلام رهبر معظم انقلاب با نگاهی به اتفاقات پیرامون قطعنامه 598 و شرایط آن دوران و همچنین چیدمان دشمن در رسیدن به هدف خود نکاتی را متذکر شود.

وقایعی که در شش ماه نخست سال 94 رخ داد بسیار شبیه به تکرار تاریخی آن است وقایعی که شاید مطالعه آن و بررسی شباهت های آن بتواند رمزگشای اتفاقای رخ داده کنونی و راه گشای اقداماتی که می بایست امت اسلامی انجام دهند باشد.

حج خونین سال 94 که هنوز اندک زمانی از آن نگذشته است با حوادثی تلخ همراه بود از کشته شدن جمعی از مسلمانان در بیت الله قبل از شروع اعمال تمتع امسال تا کشته شدن هزاران نفر از مسلمانان در قربانگاه منا که همگی از بی تدبیری دولت تازه شکل گرفته عربستان سعودی سر منشا دارد دولتی که پس از مرگ عبدالله بن العزیز با نپختگی ها و نابخردی های زیاد شروع به کار کرد.

شاید در اولین ساعات انتشار اخبار این حادثه در منا همگان به یاد کشتار خونین در حج سال 66 شمسی افتاده باشند، حجی که با کشته شدن جمع کثیری از حجاج ایرانی همراه بود پرده ی دیگری از خیانت خاندان ال سعود در مدیریت امور حج را به نمایش گذاشت .

از سوی دیگر پیش از کشتار خونین سال66 ، مذاکراتی در تهران با مک فارلین نماینده آمریکا به جهت پایان جنگ نظامی تحمیلی هشت ساله علیه ایران در حال انجام بود . نتیجه مذاکرات فشرده و مخفیانه مک فارلین در نهایت منجر به صدور قطعنامه 598 از سوی سازمان ملل گردید.

حوادث خونبار منای سال 94 و همزمانی آن با مذاکرات برجام به جهت پایان جنگ اقتصادی و تحمیلی ده ساله علیه ایران ، نگارنده را برآن داشت تا به بررسی حواشی و اطراف دو ماجرا پرداخته و پرده از نقشه تکراری و خباثت بار استکبار جهانی و ایادیش در منطقه بردارد.

حواشی و اتفاقات رخ داده در هر دوی این فجایع تاریخی در مناسک حج می تواند پرده از نقش استکبار جهانی به جهت فشاربر امام امت اسلامی را برملا سازد.

جدای از اینکه در مذاکرات سال66 و سال 94 با طرف آمریکایی، هیئت مذاکره کننده از جمهوری اسلامی ایران مشترک است نکته اینجاست که طرف غربی در طول سالیانی بعد از مذاکرات مک فارلین با هیچ یک از تیم های مذاکره کننده در موضوعات خاص به توافق نرسیده است و طرف غربی اقدام به ترک میز مذاکرات کرده است.

اشتراک دوم این وقایع آن است که از نتیجه مکتوب هر دو مذاکره ،هم مذاکرات مک فارلین و هم مذاکرات وین و ژنو کلیات متن توافق شفاف نیست و کسی از جزئیات مذاکرات مطلع نیست که چه اتفاقاتی در روند مذاکرات افتاده است.

نکته سوم آن است که توفقات شفاهی میان طرفین بسیار بیشتر از توافقات مکتوب است و هر دو طرف اظهارات مقامات طرف دیگر را به جهت مصرف داخلی عنوان کرده و از توضیح در مورد متن متکوب و ایرادات موجود طفره می روند.

نکته مهم دیگر آن است که هردو مذاکرات یعنی مذاکره مک فارلین که منتهی به پذیرفتن قطعنامه 598 از سوی امام و مذاکرات  ژنو و لوزان و وین که منجر به صدور قطعنامه 2231 شورای امنیت شد منتهی به انتخابات بعدی مجلس شورای اسلامی و دوسال به انتحابات دوره بعدی ریاست جمهوری است که نشان دهنده ی این است که استکبار جهانی با برنامه ریزی کامل و زمانبندی دقیق و با اشراف کامل به مذاکرات ورود پیدا می کند.

از سوی دیگر طرح ریزی استکبار هم زمان با مذاکرات و همچنین در زمان بررسی نتیجه مذاکرات توسط طرفین در ایجاد کشتار و قتل عام حجاج ایرانی در مناسک حج این موضوع را به ابزاری برای به نتیجه رساندن مذاکرات و همچنین فشار بر امام جامعه اسلامی قرار داده است.

دیگر شباهت این دو مذاکره با هم،فشار شدید اقتصادی به دولت مستقر در ایران به وسیله تحریم ها باعث نگاشته شدن نامه هایی به جهت بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور می باشد .

در زمان پذیرش قطعنامه 598، هفت نامه از برخی از وزرا ، فرماندهان جنگ و نخست وزیر وقت مبنی بر عدم توانایی دولت در مدیریت و پشتیبانی از جنگ و عدم همراهی مردم از جبهه به امام داده شد و ایشان را در پذیرش قطعنامه به تصمیم رساندند.

نامه تیم اقتصادی دولت یازدهم به رئیس جمهور در خصوص شرایط بحرانی اقتصاد کشور که یقینا به جهت مصالح کشور نگاشته شده است نشاندهنده حمله چندجانبه عملیاتی دشمن به جهت فشار به ایران جهت تغییر مواضع جمهوری اسلامی باشد.

همزمانی پیام پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (ره) با اولین سالگرد کشتار خونین شهدا در حج سال 66 و همچنین اتفاقات امسال حج و مذاکرات طرف آمریکایی و فجایع حج94 ، ممکن است پروژه تکرار تاریخ و نوشاندن جام زهر دیگر بر امام امت اسلامی را در پی داشته باشد.

هرچه که نیاز است مجلس محترم شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی که مسئول رسیدگی و تایید نهایی برنامه جامع اقدام مشتر (برجام) هستند "انتظار ما این است که دست‌اندرکاران، با دقّت مصالح را -مصالح کشور را، مصالح ملّی را- در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند[3]" همچنین کلیه نخبگان و صاحب نظران و خواص جامعه در این برهه حساس مانع از پیاده سازی نقشه تکراری شیطان عظیم در فشار به امام جامعه اسلامی شوند و خط خود را از این جریان فکری جدا نمایند.


والعاقبه للمتقین



[1] بیانات در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی 15/7/94

[2] دیدار رئیس و مدیران سازمان صداوسیما با رهبر انقلاب 20/7/94

[3] خطبه‌های نماز عید فطر 27/4/94

 

  • رزمنده

بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم

به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

 

حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

 خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریققرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.


سیّدعلی خامنه‌ای

۱۳۹۳/۱۱/۱

  • رزمنده

عمل جراحی رهبر انقلاب


بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت


سلامت همه آفاق از سلامت توست

  • رزمنده