«اعوذ بالله من الشیطان العظیم»
آیا تکرار تلخ تاریخ در حال وقوع است ؟
شش ماهه نخست سال 94 آبستن اتفاقات بسیار مهمی بوده است که می توان با بررسی اجمالی این اتفاقات و بررسی روند تاریخی آن و همچنین بهره گیری از کلام رهبری معظم انقلاب نقشه تاریخی و هدفمند دشمن در مقابل جریان حق را بخوبی دریافت .
رهبری معظم انقلاب در دیدار فرماندهان و کارکنان نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با اشاره به اقلیتی فعال در جامعه فرمودند:" مشکل کنونی کشور متأسّفانه بهخاطر وجود آدمهای بعضاً بیخیال و بعضاً سهلاندیش [است] که البتّه معدودند، اقلّیّتند؛ در مقابل انبوه عظیم جمعیّت انقلابی و آگاه و بصیر کشور چیزی نیستند امّا فعّالند: مینویسند، میگویند، تکرار میکنند؛ تکرار میکنند! دشمن هم به اینها کمک میکند. امروز یک فصل مهمّی از فعّالیّت دشمنان جمهوری اسلامی -که البتّه ما از آنها اطّلاع داریم و حواس ما هست که چهکار دارند میکنند- همین است که محاسبات مسئولین را تغییر بدهند و افکار مردم را دستکاری بکنند و اینها را در ذهن جوانهای ما [جا بیندازند]؛ چه افکار انقلابی، چه افکار دینی، چه ایدههایی که مربوط به مصالح کشور است. [1]"
همچنین ایشان در دیدار مدیران سازمان صدا و سیما به جنگ نرم حساب شده دشمن علیه جمهوری اسلامی اشاره کرده و فرمودند : " علیه ما یک جنگ نرم بسیار حساب شده ای در جریان است. هدف این جنگ استحالهی جمهوری اسلامی است. هیچ اصراری نیست اسم جمهوری اسلامی عوض بشود، صورت را حرفی ندارند حفظ کنند، سیرت و باطن را از بین میبرند ... آماج حملات جنگ نرم دو مرکز هستند یکی مسئولین و دیگری مردم "[2]
نگارنده در نظر دارد به جهت شناخت جریان مخاطب این کلام رهبر معظم انقلاب با نگاهی به اتفاقات پیرامون قطعنامه 598 و شرایط آن دوران و همچنین چیدمان دشمن در رسیدن به هدف خود نکاتی را متذکر شود.
وقایعی که در شش ماه نخست سال 94 رخ داد بسیار شبیه به تکرار تاریخی آن است وقایعی که شاید مطالعه آن و بررسی شباهت های آن بتواند رمزگشای اتفاقای رخ داده کنونی و راه گشای اقداماتی که می بایست امت اسلامی انجام دهند باشد.
حج خونین سال 94 که هنوز اندک زمانی از آن نگذشته است با حوادثی تلخ همراه بود از کشته شدن جمعی از مسلمانان در بیت الله قبل از شروع اعمال تمتع امسال تا کشته شدن هزاران نفر از مسلمانان در قربانگاه منا که همگی از بی تدبیری دولت تازه شکل گرفته عربستان سعودی سر منشا دارد دولتی که پس از مرگ عبدالله بن العزیز با نپختگی ها و نابخردی های زیاد شروع به کار کرد.
شاید در اولین ساعات انتشار اخبار این حادثه در منا همگان به یاد کشتار خونین در حج سال 66 شمسی افتاده باشند، حجی که با کشته شدن جمع کثیری از حجاج ایرانی همراه بود پرده ی دیگری از خیانت خاندان ال سعود در مدیریت امور حج را به نمایش گذاشت .
از سوی دیگر پیش از کشتار خونین سال66 ، مذاکراتی در تهران با مک فارلین نماینده آمریکا به جهت پایان جنگ نظامی تحمیلی هشت ساله علیه ایران در حال انجام بود . نتیجه مذاکرات فشرده و مخفیانه مک فارلین در نهایت منجر به صدور قطعنامه 598 از سوی سازمان ملل گردید.
حوادث خونبار منای سال 94 و همزمانی آن با مذاکرات برجام به جهت پایان جنگ اقتصادی و تحمیلی ده ساله علیه ایران ، نگارنده را برآن داشت تا به بررسی حواشی و اطراف دو ماجرا پرداخته و پرده از نقشه تکراری و خباثت بار استکبار جهانی و ایادیش در منطقه بردارد.
حواشی و اتفاقات رخ داده در هر دوی این فجایع تاریخی در مناسک حج می تواند پرده از نقش استکبار جهانی به جهت فشاربر امام امت اسلامی را برملا سازد.
جدای از اینکه در مذاکرات سال66 و سال 94 با طرف آمریکایی، هیئت مذاکره کننده از جمهوری اسلامی ایران مشترک است نکته اینجاست که طرف غربی در طول سالیانی بعد از مذاکرات مک فارلین با هیچ یک از تیم های مذاکره کننده در موضوعات خاص به توافق نرسیده است و طرف غربی اقدام به ترک میز مذاکرات کرده است.
اشتراک دوم این وقایع آن است که از نتیجه مکتوب هر دو مذاکره ،هم مذاکرات مک فارلین و هم مذاکرات وین و ژنو کلیات متن توافق شفاف نیست و کسی از جزئیات مذاکرات مطلع نیست که چه اتفاقاتی در روند مذاکرات افتاده است.
نکته سوم آن است که توفقات شفاهی میان طرفین بسیار بیشتر از توافقات مکتوب است و هر دو طرف اظهارات مقامات طرف دیگر را به جهت مصرف داخلی عنوان کرده و از توضیح در مورد متن متکوب و ایرادات موجود طفره می روند.
نکته مهم دیگر آن است که هردو مذاکرات یعنی مذاکره مک فارلین که منتهی به پذیرفتن قطعنامه 598 از سوی امام و مذاکرات ژنو و لوزان و وین که منجر به صدور قطعنامه 2231 شورای امنیت شد منتهی به انتخابات بعدی مجلس شورای اسلامی و دوسال به انتحابات دوره بعدی ریاست جمهوری است که نشان دهنده ی این است که استکبار جهانی با برنامه ریزی کامل و زمانبندی دقیق و با اشراف کامل به مذاکرات ورود پیدا می کند.
از سوی دیگر طرح ریزی استکبار هم زمان با مذاکرات و همچنین در زمان بررسی نتیجه مذاکرات توسط طرفین در ایجاد کشتار و قتل عام حجاج ایرانی در مناسک حج این موضوع را به ابزاری برای به نتیجه رساندن مذاکرات و همچنین فشار بر امام جامعه اسلامی قرار داده است.
دیگر شباهت این دو مذاکره با هم،فشار شدید اقتصادی به دولت مستقر در ایران به وسیله تحریم ها باعث نگاشته شدن نامه هایی به جهت بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور می باشد .
در زمان پذیرش قطعنامه 598، هفت نامه از برخی از وزرا ، فرماندهان جنگ و نخست وزیر وقت مبنی بر عدم توانایی دولت در مدیریت و پشتیبانی از جنگ و عدم همراهی مردم از جبهه به امام داده شد و ایشان را در پذیرش قطعنامه به تصمیم رساندند.
نامه تیم اقتصادی دولت یازدهم به رئیس جمهور در خصوص شرایط بحرانی اقتصاد کشور که یقینا به جهت مصالح کشور نگاشته شده است نشاندهنده حمله چندجانبه عملیاتی دشمن به جهت فشار به ایران جهت تغییر مواضع جمهوری اسلامی باشد.
همزمانی پیام پذیرش قطعنامه 598 از سوی امام خمینی (ره) با اولین سالگرد کشتار خونین شهدا در حج سال 66 و همچنین اتفاقات امسال حج و مذاکرات طرف آمریکایی و فجایع حج94 ، ممکن است پروژه تکرار تاریخ و نوشاندن جام زهر دیگر بر امام امت اسلامی را در پی داشته باشد.
هرچه که نیاز است مجلس محترم شورای اسلامی و شورای عالی امنیت ملی که مسئول رسیدگی و تایید نهایی برنامه جامع اقدام مشتر (برجام) هستند "انتظار ما این است که دستاندرکاران، با دقّت مصالح را -مصالح کشور را، مصالح ملّی را- در نظر بگیرند و آنچه را تحویل ملّت خواهند داد، بتوانند با گردن افراشته، در مقابل خدای متعال هم ارائه بدهند[3]" همچنین کلیه نخبگان و صاحب نظران و خواص جامعه در این برهه حساس مانع از پیاده سازی نقشه تکراری شیطان عظیم در فشار به امام جامعه اسلامی شوند و خط خود را از این جریان فکری جدا نمایند.
والعاقبه للمتقین